توضیحات
“I may be in pain, but I am not weak.” "ممکنه درحال درد کشيدن باشم ولي ضعيف نيستم." کايرا خواهر حاکم ستمگر مردم شوتت است و استعداد دروني اش به او قدرت و درد ميدهد و اين چيزي است که برادرش به دنبال آن است؛ استفاده از خواهرش براي شکنجه ي دشمنانش. ولي کايرا فقط يک شمشير در دست برادرش نيست، او جنگجو سريع و باهوش است. ايکاس پسر کشاورز و پيشگويي از سياره ي تووه است. وقتي سربازان دشمن از شوتت، او و برادرش را ميگيرند، ايکاس مصمم ميشود که برادرش را به هر قيمتي که شده نجات دهد، پس وارد دنياي کايرا ميشود… ورونيکا راث در اين رمان خيره کننده تصويري زيبا از قدرت دوستي و عشق در کهکشاني پر از شگفتي براي خواننده پديد مي آورد






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.