توضیحات
وقتی هانا عاشق یک مزاحم جوان میشود که در کلاس دانشگاهش با او آشنا شده، آخرین چیزی که انتظار دارد یاد بگیرد این است که او نیمهگرگ است. او به جای طرد کردن معشوقش پس از پی بردن به راز او، او را با آغوش باز میپذیرد. به زودی، این زوج در انتظار اولین فرزند خود هستند و تصویری دلنشین از زندگی خانوادگی آشکار میشود. اما پس از آنچه برای هانا تنها لحظهای از سعادت به نظر میرسد، پدر فرزندانش به طرز غمانگیزی از او گرفته میشود. زندگی به عنوان یک مادر مجرد در هر شرایطی سخت است، اما وقتی فرزندان شما در مرز باریکی بین انسان و حیوان حرکت میکنند، قوانین فرزندپروری تقریباً از بین میرود. هانا بدون هیچ کس که به او روی آورد، چگونه زنده خواهد ماند؟







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.