توضیحات
جمهوری کاتنان ممکن است اکنون بر جهان حکومت کند، اما آنها همه چیز را نمیدانند.
من به آنها میگویم نامم ویس تلیموس است. به آنها میگویم سه سال پیش پس از یک حادثه غمانگیز یتیم شدم و تنها بخت خوب باعث شده که در معتبرترین مدرسه آنها پذیرفته شوم. به آنها میگویم که پس از فارغالتحصیلی، با کمال میل به بقیه جامعه متمدن خواهم پیوست تا قدرت، انگیزه و تمرکزم—آنچه آنها اراده مینامند—تخلیه شده و به قدرت بالادستانم اضافه شود، همانطور که میلیونها نفر قبلاً این کار را میکنند. همانطور که همه در نهایت باید انجام دهند.
من به آنها میگویم که به اینجا تعلق دارم و آنها باورم میکنند.
اما حقیقت این است که من به آکادمی فرستاده شدهام تا پاسخها را پیدا کنم. تا یک قتل را حل کنم. تا به دنبال یک سلاح باستانی بگردم. تا رازهایی را کشف کنم که ممکن است جمهوری را از هم بپاشد.
و اینکه هرگز، هرگز ارادهام را به امپراتوری که خانوادهام را اعدام کرد، واگذار نخواهم کرد.
با این حال، برای زنده ماندن، هنوز باید در ردههای آکادمی بالا بروم. باید لبخند بزنم، و دوست پیدا کنم، و وانمود کنم که یکی از آنها هستم، و برنده شوم. زیرا اگر نتوانم، آنهایی که میخواهند مرا کنترل کنند، که نام واقعیام را میدانند، دیگر هیچ نیازی به من نخواهند داشت.
و اگر بفهمند من واقعاً چه کسی هستم، مرا خواهند کشت.


.png)





فاطمه پیروی –
زیبا، شاهکار، اثر هنری!