توضیحات
برادرزاده نامزدم تمام گناهانی را که مرتکب شدهام میداند. او در شرف تبدیل شدن به عمیقترین و تاریکترین همه آنهاست.
اسم من روری کارتر است و کارهای بدی انجام میدهم.
یک روح سوخته زیر این ظاهر فرشتهگون وجود دارد و گاهی اوقات، از خودم میپرسم که آیا اعترافات هفتگیام به خط تلفن گناهکاران گمنام برای شفای آن کافی خواهد بود یا خیر.
ازدواج با رئیس هفتاد و چند ساله کوزا نوسترا برای نجات پدرم تنها کار خوبی است که تا به حال انجام دادهام.
من زیر لبخندهای ساختگی و لباسهای تنگ میسوزم و تلخ هستم، اما خودم را کنترل میکردم.
میکردم.
تا اینکه برادرزاده نامزدم بدون دعوت سر میز شام حاضر شد.
آنجلو "ویشس" ویسکونتی.
یک هیولای زیبا با استخوانهای گونهای به تیزی زبانش.
میگویند نباید از او بترسم، چون نه سال پیش، او سر به راه شد.
او دیگر به سختی یک "مید من" است.
اما من میگویم، او خطرناکترین ویسکونتی از همه است.
فقط به این دلیل نیست که پوزخند سردش ضربان قلبم را به تپش میاندازد.
یا طرز صحبت شیرینش که در ستون فقراتم میریزد.
نه. او تمام گناهان من را در دستان بزرگ و خشن خود نگه میدارد.
و تنها گناهان تاریکتر از گناهان من، گناهان خودش است.
عاشقانه مافیایی تاریک – عشق ممنوعه – اختلاف سنی – از دشمنی تا عاشقی
.png)
.png)
.png)





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.