توضیحات
آلساندرو
هشت سال طولانی است که منتظر بودهام،
صبورانه برای انتقامم نقشه میکشیدم.
حالا او را پیدا کردهام،
و کاری میکنم تا تاوان پس دهد.
او مرا استخدام کرد تا از همسرش محافظت کنم،
امنیت او را تضمین کنم.
و من همان زنی را خواهم کشت که قسم خوردم از او محافظت کنم.
او همانند من رنج خواهد کشید،
و وقتی کارم با او تمام شود، التماس بخشش خواهد کرد،
بخشش، که من نخواهم داد.
راونا
او با نفرت در نگاه تاریکش به من خیره شده است،
چشمانش به سیاهی یک پرتگاه،
هر حرکت مرا دنبال میکند.
آن چشمها همه چیز را میبینند؛
نمیتوانم از آن نگاه ساکت فرار کنم،
یا کبودیهایی را که بدنم را پوشاندهاند پنهان کنم،
هر نشانه گواه رویاهای سوخته است.
همچنین نمیتوانم میل شدیدی را که به مردی دارم انکار کنم،
که هرگز مال من نخواهد بود.








نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.