توضیحات
به شهر آنجلتین خوش آمدید… امیدواریم زنده بمانید.
لورن کالا همیشه یک فرد عادی بوده است. او به عنوان انسانی که در شهری که نیازهای خونآشامها، گرگینهها، جادوگران و دیگر موجودات ماوراء طبیعی را برآورده میکند، برای بقا تلاش میکند، همیشه تصور میکرد که زندگیاش ساده، قابل پیشبینی و به همان اندازه که دنیایش اجازه میدهد، امن خواهد ماند.
تا اینکه به سختی از ربوده شدن توسط دارکاسلیرها – شکارچیان جایزه ماوراء طبیعی که دارای "دید" هستند، یک توانایی ردیابی جادویی که به آنها اجازه میدهد هاله یک فرد را ببینند – فرار میکند و یکی از دوستانش به جای او ربوده میشود. ربایندگان باج میخواهند: زندگی لورن در ازای بازگشت سالم دوستش. لورن هر کاری میکند تا دوستش را بازگرداند – حتی اگر به معنای پذیرش کمک از دارین کاسل، رهبر هفت شیطان، ترسناکترین گروه دارکاسلیر در شهر باشد.
دارین در ردیابی شیاطین و جنایتکارانی که مرگشان بهتر از زندگیشان است، تخصص دارد، بنابراین وقتی کاری را برای ردیابی لورن قبول میکند و متوجه میشود که او انسان است – و اگر زندگیاش به آن بستگی داشت، نمیتوانست به یک مگس هم آسیب برساند – تصمیم میگیرد به جای تحویل دادن او برای پاداش، از او محافظت کند. هرچقدر هم که لورن نمیخواهد اعتراف کند، دارین بهترین و تنها شانس او برای یافتن دوستش زنده است، اگر بتواند به نحوی با او کنار بیاید – و در این فرآیند دیوانهوار عاشق او نشود، که گفتنش بسیار آسانتر از انجام دادنش است.


.png)





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.