توضیحات
جوآن گودوین تا جایی که به یاد دارد، شیفته ستارگان بوده است. جوآن، متفکر و محتاط، از زندگی خود به عنوان استاد فیزیک و نجوم در دانشگاه رایس و به عنوان عمه خواهرزاده باهوشش، فرانسیس، راضی است. این وضعیت ادامه دارد تا زمانی که او با تبلیغی مواجه میشود که به دنبال اولین زنان دانشمند برای پیوستن به برنامه شاتل فضایی ناسا است. ناگهان، جوآن مشتاق میشود که یکی از معدود افرادی باشد که به فضا میرود.
جوآن که در تابستان 1980 از میان هزاران متقاضی انتخاب شده است، آموزش خود را در مرکز فضایی جانسون هیوستون آغاز میکند، در کنار گروهی استثنایی از نامزدهای دیگر: خلبان برتر، هنک ردموند و دانشمند جان گریفین، که حتی در بالاترین شرایط نیز مهربان و خوشبرخورد هستند؛ متخصص مأموریت، لیدیا دینز، که بیش از حد سخت کار کرده تا خوب رفتار کند؛ دونا فیتزجرالد مهربان، که رازهای خودش را مدیریت میکند؛ و ونسا فورد، مهندس هوانوردی جذاب و مرموز، که میتواند هر موتوری را تعمیر کند و هر هواپیمایی را پرواز دهد.
همانطور که فضانوردان جدید به دوستان غیرمنتظرهای تبدیل میشوند و برای اولین پروازهای خود آماده میشوند، جوآن شور و عشقی را پیدا میکند که هرگز تصور نمیکرد. در این نور جدید، جوآن شروع به زیر سوال بردن هر چیزی میکند که فکر میکند درباره جایگاه خود در جهان قابل مشاهده میداند.

.png)





کلارا –
یکی از بهترین کتاب هایی که میتونید تو عمرتون بخونید
داستان راجع به دو تا از اولین فضانوردان خانوم تو ناسا تو دهه ۸۰ میلادی عه که با وجود تمام مشکلاتی که سر راهشون قرار میگیره، عشق رو پیدا میکنن
حس و حال کتاب انقدری زیباست که بعضی وقت ها فراموش میکنید تو اون دهه زندگی نمیکنید و فقط دارید یه کتاب رو میخونید =)