توضیحات
"فکر میکنی در مغزت از چه چیزی محافظت میکنی؟ جنگ تمام شده است. هولدفاست مرده است. شعله ابدی خاموش شده است. دیگر کسی برای نجات تو نمانده است."
هلنا مارینو، که زمانی یک کیمیاگر امیدوارکننده بود، اکنون یک زندانی است—زندانی جنگ و ذهن خودش. دوستان و متحدان مقاومت او به طرز وحشیانهای به قتل رسیدهاند، تواناییهایش سرکوب شده، و دنیایی که میشناخت نابود شده است.
در پی یک جنگ طولانی، طبقه حاکم جدید پالادیا متشکل از خانوادههای صنفی فاسد و جادوگران مردهپرست منحرف، که موجودات شیطانی و مردهشان به پیروزی آنها کمک کرد، هلنا را اسیر نگه داشتهاند.
طبق سوابق مقاومت، او یک شفادهنده کماهمیت در میان آنها بود. اما هلنا دچار فراموشی غیرقابل توضیح ماههای منتهی به دستگیریاش شده است، که باعث میشود دشمنانش تعجب کنند: آیا او واقعاً به همان اندازه که به نظر میرسد بیاهمیت است، یا خاطرات گمشدهاش قطعهای حیاتی از آخرین نقشه مقاومت را پنهان میکند؟
برای کشف خاطرات مدفون در اعماق ذهنش، هلنا به های ریو، یکی از قدرتمندترین و بیرحمترین جادوگران مردهپرست در این دنیای جدید، فرستاده میشود. هلنا که در املاک در حال فروپاشی او به دام افتاده است، مبارزهاش—برای محافظت از تاریخ گمشدهاش و حفظ آخرین بقایای وجود سابقش—تازه آغاز شده است. زیرا زندان و اسیرکنندهاش رازهای خود را دارند. . . رازهایی که هلنا باید به هر قیمتی که شده کشف کند.
.png)

.png)





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.