توضیحات
یک شهر کوهستانی ناهموار به نظر میرسید که فرار کاملی از زندگی درهمریخته است. اما در روز اول با تمام سرعت به داغترین پدر مجرد دنیا برخوردم و حالا تمام برنامههایم خراب شده است.
به عنوان یک خواننده کانتری که در صدر جدول قرار دارد و اخیراً با موجی از اخبار بد مواجه شده، یافتن آرامش دشوار است. اما من آن را در رز هیل پیدا میکنم. با یک پسر کوچک و یک دختر کوچک که قلبم را به همان اندازه که پدرشان میدزدند، میدزدند.
وستون بلمونت.
این مرد یک هوسباز بیشرم است. او اعتماد به نفس و مردانگی را به گونهای تراوش میکند که کاملاً حواسپرتکننده است. و در رختخواب؟ او اعتیادآور است.
همه چیز با او وحشی و تکانشی است و من ناامیدانه میخواهم مقداری کنترل را دوباره به دست آورم.
اما هیچ کس مثل وست از من حمایت نکرده است. و هیچ کس هم هرگز باعث نشده که به اندازه او احساس دوست داشته شدن کنم.
بنابراین، در حالی که مغزم میگوید زندگی کردن با یک مربی اسب در شهر کوچک غیرممکن است… قلبم میگوید من دقیقاً جایی هستم که به آن تعلق دارم.
با این حال، زندگی من به عنوان یک سلبریتی مرا آزار میدهد. این قدرت را دارد که ما را از هم جدا کند.
در چشمانش میبینم که میخواهد بمانم. و من هم همین را میخواهم.
اما من بهتر از هر کسی میدانم که همیشه به آنچه میخواهیم نمیرسیم.









نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.