توضیحات
وظیفه. خون. شرافت. قدرت.
سائریس فین قدرت نمیخواهد. آخرین چیزی که او نیاز دارد این است که نامش بر لبان تمام دربار زمزمه شود، اما اکنون که او ملکه دربار خون شده است، درمییابد که زندگی یک ملکه از آن خودش نیست. بار سنگینی بر دوش اوست. سرپرستش – و برادرش – به او در سرزمین مادریاش نیاز دارند… اما تغییراتی که سائریس را قوی کردهاند، او را ضعیف نیز کردهاند. سائریس که زیر آفتاب سوزان متولد شده است، اگر از طریق کوئیکسیلور به خانه بازگردد، قطعاً خواهد مرد. این بدان معناست که او بار دیگر باید شخص دیگری را به جای خود بفرستد…
"دهانت را ببند. در سایهها بمان. و به خاطر عشق هر هفت خدا، به هیچ وجه شوخی نکن."
کینگفیشر از دروازه آژون ارتشها را شکست داده و از انواع وحشتها جان سالم به در برده است، اما سفر بازگشت به زیلورن با کریون سویفت ممکن است به قیمت جانش تمام شود. این مرد فقط ساکت نمیشود. خطرات پنهان در کوچههای باریک شهر نقرهای در انتظار آنهاست. اسرار آشکار شده تهدیدات غیرممکنی را ایجاد میکنند. فیشر باید قاچاقچی را کنترل کند و اهدافش را به سرعت انجام دهد اگر میخواهد دوباره جفتش را ببیند.
تاریکی بر ایولیا فرود میآید. قلمرو و دوستانشان در خطرند. سائریس و فیشر با هم از آتش و گوگرد عبور خواهند کرد تا آنها را نجات دهند.


_27.png)





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.