توضیحات
ایزابلا
اشتیاق،
بیشتر عمرم او را میخواستم،
از روزی که در کودکی مرا از غرق شدن نجات داد.
اما او هرگز متوجه من نشد،
هرگز به من فکر نکرد.
برای او، من فقط یک بچهام.
و حالا، به او دستور داده شده که با من ازدواج کند.
او مرا نمیخواهد،
نه در قلبش و نه در بسترش.
اما در جنگ و عشق همه چیز مجاز است،
و من آمادهام هر کاری لازم باشد انجام دهم،
حتی به مردی که گذشتهاش را به یاد نمیآورد دروغ بگویم.
لوکا
به همان اندازه زیبا
که حیلهگر است،
همسر جوانم ماهرانه مرا راهنمایی میکند،
در آبهای کوزا نوسترا،
مطمئن میشود که هیچکس شک نکند،
که من از زمان حادثه هیچ خاطرهای ندارم.
حالا، من به شدت عاشق زنی شدهام که حتی او را به یاد نمیآورم،
زنی که به من دروغ گفته است،
از لحظهای که چشمانم را باز کردم،
و قصد دارم رازهای او را فاش کنم.








نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.