توضیحات
جادویی مرموز بیدار شده و دنیای فانی را تاریکتر، سردتر و گرسنهتر کرده است. با هیولاهای گوشتخوار و نفرینی شوم که مانند طاعون در حال گسترش است، آخرین کورسوی امید انسانیت در محله فاکسگلاو مدتهاست که از بین رفته است.
برای میویت و زواندر، تنها شانس فرار از طریق جنگلهای خورنده است. اما سرنوشت تار و پود جدیدی بافته، رشتههای تقدیر را در هم تنیده، و عبور از مرز عرفانی به اتیری ممکن است آنقدرها هم ساده نباشد.
همانطور که استخوانهای گذشته میویت از خاک بیرون کشیده میشوند و حقایق با وضوحی نگرانکننده آشکار میگردند، احتمال هرگز ترک نکردن مورتازیا بیشتر به واقعیت تبدیل میشود. متأسفانه برای زواندر، زمان در حال اتمام است. هرچه بیشتر در سرزمینهای فانی بماند، محروم از ویویکانتم ضروری، بیشتر تسلیم شبح جنون میشود.
یا شاید آن سایههای تعقیبکننده، کسی هستند که او را شکار میکنند. شیطانی شوم که نزدیک میشود و تهدید میکند او را به تاریکترین گوشههای ذهنش بکشاند.
فقط، این بار، میویت ممکن است قدرتی برای نجات او نداشته باشد.


.png)





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.