توضیحات
یک سال پس از شروع کار رویاییاش در یک استارتاپ بیرحم در سیلیکون ولی، کسی خود را در یک کابوس شرکتی گرفتار میبیند. علاوه بر ساعات کاری طولانی، مدیران سمی و پروژههای غیراخلاقی، او تلاش میکند تا وعده درخشان شهری را که ثروت فاحش در کنار فقر مطلق زندگی میکند، با واقعیت تطبیق دهد. فارغالتحصیلان آیوی لیگ از انتخاب تنقلات در یک اتاق کنفرانس با منظرهای از افراد بیخانمان که در خلیج حمام میکنند، شکایت میکنند. کارمندان خسته استارتاپها خود را جلوی قطارهای شهری میاندازند و مردان در خیابانها خود را به آتش میکشند.
اگرچه کسی منزوی است، اما هرگز تنها نیست. از اولین خاطراتش، یک سیاهچاله مینیاتوری همراه همیشگی او بوده است. این سیاهچاله از افسردگی و اضطراب او تغذیه میکند و اندازهاش متناسب با پریشانی او تغییر میکند. سیاهچاله تماشا میکند، اما منتظر هم میماند. کشش بیامان آن، کسی را هرچه بیشتر به خود نزدیک میکند، در حالی که دنیای اطرافش از هم میپاشد.
هنگامی که خواستههای مدیرعاملش از یک آستانه غیرقانونی عبور میکند و او به طور غیرمنتظرهای باردار میشود، کسی باید تصمیم بگیرد که آیا میوههای وسوسهانگیز سیلیکون ولی واقعاً ارزشش را دارند یا خیر. رمان "رسیده" (Ripe) که تیزبین اما آسیبپذیر، خندهدار اما ناراحتکننده است، سفر یک زن هزارهای را در یک جهنم سرمایهداری متاخر به تصویر میکشد و نگاهی دقیق به پوچیهای زندگی مدرن ارائه میدهد.


.png)





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.