توضیحات
جوکر در این رمان عاشقانه تاریک و ممنوعه با هانتینگ آدلاین ملاقات میکند، جایی که یک پرستار زندان در تار عنکبوت خطرناکی از وسواس با بیمار روانپریش بیرحم خود گرفتار میشود.
زندگی من مجموعهای از تصمیمات بد بوده است.
ازدواج با مردی بدرفتار اولین بود… اما عاشق یک زندانی خطرناک شدن در جایی که پرستار هستم، شاید بدترین باشد.
او بیرحم، بیقلب و پیچیده است.
اما او تنها کسی است که متوجه کبودیهای روی پوست من شده است.
لمس ممنوعه او به اعتیاد من،
و بوسههای مدهوشکننده اش به وسواس من تبدیل میشوند.
بعد از اینکه حقیقت را در مورد اینکه چرا او در زندان است میفهمم، سعی میکنم فرار کنم، اما او مرا پیدا میکند.
حالا من زندانی او هستم.


.png)





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.